معماری

معماران بزرگ و معماری های با شکوه

هادی تهرانی

 هادی تهرانی پادشاه معماری دنیا

تهراني در سال 1954 در تهران متولد شد. مدت شش سال در ايران زندگي كرد و در سال 1960 به همراه خانواده‌اش به آلمان رفت. پس از گذراندن دوران دبيرستان، در سال 1977 تحصيلات خود را در رشته معماري در دانشگاه صنعتي (براونشوايك) آغاز و تا سال 1984 در اين رشته به تحصيل پرداخت. پس از آن مدتي در مدرسه‌ عالي (آخن) تدريس كرد و همزمان روي پروژه‌هاي معماري كار مي‌كرد. او استعداد و خلاقيت فراواني در اين رشته از خود نشان مي‌داد. در سال 1991 همراه با دو تن از معماران خبره آلماني به نام (جينز بوت) و (كايريشتر) دفتر معماري (BRT) را در هامبورگ تاسيس كردند كه امروزه با 104 كارمند، به عنوان معروفترين و بهترين دفتر معماري در اروپا در حال فعاليت است. اين دفتر در زمان تاسيس، فقط ده كارمند داشت. امروزه طرح‌ها و پروژه‌هاي بديع و باشكوه تهراني نه تنها در شهرهاي آلمان از جمله مونيخ، كلن، فرانكفورت، هامبورگ، برلين و... بلكه در بسياري از شهرهاي توريستي دنيا از جمله دوبي، مسكو، استانبول، رم و... به چشم مي‌‌خورد. كارهاي او در سطح بين‌المللي، الگو و نمونه است. مردم آلمان به تهراني علاقه زيادي دارند و برايش احترام زيادي قايل هستند.

پروژه‌هاي مهم

يكي از عوامل كليدي در موفقيت تهراني، استفاده فراوان از شيشه در نماي ساختمان است. در اكثر كارهاي او از كف تا سقف، شيشه به كار رفته است؛ چرا كه او معتقد است سه عامل در ساختمان بسيار مهم است: نور، هوا و چشم‌انداز اتاق. او سعي مي‌‌كند با به‌كار بردن شيشه، ساختمان را از نظر اين عوامل در بالاترين سطح استاندارد قرار دهد. از جمله كارهاي او سازه عظيم (Berliner Bogen ) (قوس برلين) مي‌‌باشد كه ساختماني كماني شكل و تمام شيشه‌اي است. ارتفاع قوس فولادي اين ساختمان 140 متر است و روي يك رودخانه بنا شده است. زمين اين ساختمان تا مدتي از نظر بسياري از معماران و متخصصان، غير قابل ساخت بود اما از آنجايي كه تهراني علاقه زيادي به كارهاي نشدني دارد و دوست دارد هر كار غيرممكني را به ممكن تبديل كند با بررسي و تلاش فراوان توانست اين سازه عظيم را بنا كند كه امسال به عنوان بهترين ساختمان تجاري جهان شناخته شد. يكي ديگر از كارهاي شگفت‌آور او تاسيس ساختمان اداري )Doppelxx( در هامبورگ است كه در سال 2001 به عنوان بهترين ساختمان اداري جهان شناخته و برنده جايزه ويژه‌ اين رشته شد. او همچنين از طراحان و معماران جزاير مصنوعي (نخل دوبي) است كه تاثير به‌سزايي در موفقيت اين پروژه داشت. ايستگاه عظيم راه‌آهن فرانكفورت، ايستگاه مركزي راه‌آهن (هانوفر) و بسياري از ساختمان‌هاي اداري و تجاري مهم آلمان از دستاوردهاي اين معمار موفق است. او از زمان تاسيس دفتر معماري (BRT) بيش از چهل پروژه عظيم را طراحي و تاسيس كرده و در سه مسابقه از 28 مسابقه بزرگ جهاني كه در زمينه معماري برگزار شده برنده بوده است. يكي از پروژه‌هاي عظيمي كه اخيرا تهراني به دست گرفته، ساخت بزرگ‌ترين پاساژ اروپاست كه چهارصد ميليون يورو اعتبار براي آن در نظر گرفته شده است. هادي تهراني عقايد خاصي دارد؛ او معتقد است ساختمان‌ها داراي هويت‌اند و ما در كنار آنها احساس هويت بيشتري مي‌‌كنيم و بايد طوري معماري شوند كه احساس خوبي از آنها دريافت كنيم. كارهاي او در بالاترين حد استاندارد قرار دارد. تهراني در مصاحبه‌اي كه با مجله(Wild) انجام داد در مورد رموز موفقيت خود اين‌طور گفت: من همه را‌ه‌ها را به روي خودم باز مي‌‌بينم و هيچ‌كاري از نظر من نشدني نيست. او اضافه كرد: من به محيط اطرافم توجه زيادي دارم. از آنها الگو گرفته و طرح‌هاي خود را ارايه مي‌‌دهم. من تنها معماري هستم كه در دفتر كارم كامپيوتر ندارم و به آن اعتقاد ندارم و فقط به هوش و توانمندي‌هاي ذهني تكيه مي‌‌كنم. تهراني هوش فوق‌العاده و ذهن خلاقي دارد و اكثر افرادي كه با او ارتباط دارند اين موضوع را دريافته‌اند.

تهراني طراح موفق   

  
يكي از موضوعاتي كه تهراني را خيلي ناراحت مي‌‌كند استفاده از وسايل معمولي است كه در ساخت آنها دقت لازم نشده و بسيار سطحي طراحي شده‌اند. او مي‌‌گويد وقتي يك معمار با تلاش فراوان، ساختماني را با بالاترين سطح معماري و به زيباترين شكل ممكن احداث مي‌‌كند بايد وسايلي كه در اين ساختمان به كار مي‌‌رود نيز در بالاترين سطح استاندارد و طراحي فوق‌العاده باشد. همين موضوع سبب علاقه هادي به طراحي وسايل روزمره از ميز و صندلي گرفته تا كيف و فنجان و... شده است.او در اين زمينه نيز استعداد فوق‌العاده‌اي دارد. او همه اين وسايل را زير ذره‌بين مي‌‌برد، تمام اشكالات آن ها را مي‌‌گيرد و طرح‌هايي نو و بديع ارايه مي‌‌دهد. او معتقد است (يك معمار خوب بايد يك طراح خوب هم باشد.) وي با بسياري از طراحان آلماني از جمله پروفسور (هانس اولديش) و مهندس (اولديش نتر) ارتباط داشته و درصدد است يك شركت طراحي لوازم اداري به نام (T+B) را تاسيس كرده و تمام لوازم آن را با بالاترين سطح كيفيت طراحي كند. يكي از ايده‌هاي جالبي كه تهراني در ذهن دارد ساخت وسايل اداري تاشو است كه مانند لب‌تاپ در يك جعبه جا شود. به اين صورت مي‌‌توان از يك اتاق، در آن واحد هم به عنوان اتاق كار، هم اتاق خواب و هم اتاق نشيمن استفاده كرد، به طوري كه وسايل مورد نياز هر كدام از اين اتاق‌ها در يك چمدان جمع مي‌‌شود و در صورت نياز از آن استفاده مي‌‌شود. تهراني در سال 1998يك ساختمان براي خود ساخت و تمام وسايل آن را با سليقه خود طراحي كرد. او مجرد است و همراه با دو تن از دوستان معمارش در اين ساختمان زندگي مي‌‌كند. تهراني همچنان به آينده‌اي درخشان فكر مي‌‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:14  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگینامه تاداو آندو


تاداو آندو برنده ی جایزه ی Pritzker Architecture در سال 1995 در
Trianon & Chatea de Versailles Grand


tadao-ando.jpg

تاداوآندو در سال 1941 در اوساكای ژاپن به دنیا آمد . در سال 1995 به عنوان هجدهمین برنده ی جایزه ی معمار پریتزكر انتخاب شد. معرفی رسمی وی در 22 می در قصر Grand Trianonدر Versailles در فرانسه بود .
آقای Jay A . Pritzker ، نماینده ی بنیاد Hyatt جایزه ی پریتزكر را در سال 1979 بنا نهاد كه شامل 100000 $ جایزه است.
آندو ، سومین معمار ژاپنی است كه این جایزه را دریافت می كند. Kenzo Tange اولین نفر در سال 1987 و در Fumihiko Maki سال 1993، كه این یك علامت ماندگار كشوری را در معماری مدرنیست قرن بیستم تثبیت كرد . این افتخار بزرگی برای كشور ژاپن است زیرا كه مسیر اصلی آن ، قبلا اكثرا در انحصار آمریكایی ها و اروپایی ها بود .
آقای پریتزكردر یك بیانیه به نقل از داوران مسابقه، معماری آندو را مجموعه ای از تركیبات هنری شگفت انگیز در فرم و فضا توصیف می كند كه هر دوآنها در خدمت و القای یك لحظه ی غیر قابل پیش بینی برای شخصی است كه از میان ساختمان های وی عبور می كند .پریتزكر انتخاب داوران را تصدیق می كند و می گوید:" آندو پروژه هایش را به عنوان مكان های مسكونی نه طراحی های انتزاعی در فضاهای طبیعی نما تصورمی كند. تعجبی ندارد كه او اغلب به وسیله همتاهای حرفه ای خودش و كارشناسان به عنوان یك ساختمان ساز ارجاع داده می شود تا یك معمار، كه تأیید می كند چقدر وی به طور جدی صنعت را در طراحی های خودش در نظر می گیرد.

زندگینامه کامل تاداو آندو و عکس هایی از پروژه هایش را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:20  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگی نامه زاها حدید


zaha.jpg

زاها حدید در سال ۱۹۵۰ در بغداد در خانواده‌ای روشنفکر و مسلمان متولد شد. او تحصیلات دوران ابتدایی را در یکی از دیرهای کاتولیک فرانسوی‌زبان بغداد سپری کرد. پس از آن، به‌سبب جوّ فرهنگی خانواده، با حمایت والدینش و روابط گسترده‌شان به آرزوی ایام کودکی‌اش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دورة ریاضیات در دانشگاه امریکایی بیروت (۱۹۶۸ـ۱۹۷۱) به مدرسة معماری AA۱ لندن رفت و بدین ترتیب وارد دنیای مردانة معماری شد. او دربارة ایام کودکی‌اش چنین می‌گوید: «من یک عرب عراقی‌ام و هرگز نمی‌توانم روزهای زیبایی را که در وطن داشتم از ذهنم بیرون کنم. کودکی من در آنجا در میان منابع سرشار انسانی و تاریخی به رویا شبیه است. مدرسة ما لابه‌لای علفزارها و در دل طبیعتی سبز بود که امروز از آن فقط خرابه‌هایی برجاست... شهر بغداد در آن ایام پر از آدم‌های عجیب با ملیت‌ها و مذاهب مختلف بود و پرورش در این محیط پر از تجربه‌های متفاوت شانس بزرگی برای من بود.» پدر زاها، محمد، فردی فعال در زمینة اقتصاد و پیشرو در حزب سوسیال‌دموکرات عراق بود. او فارغ‌التحصیل مدرسة LSE۲ بود. مادرش شاغل نبود ولی زن فعال و پویایی بود که طراحی را به زاهای کوچک آموخت. زاها در این خانوادة فرهنگی بورژوا با تمکن نسبی مالی رشد یافت، چنانکه هر دو برادرش هم برای ادامة تحصیلات به کمبریج رفتند. کهن‌ترین خاطره‌ای که زاها را در دنیای کودکانه‌اش به خانه‌سازی و طراحی دکور برای عروسک‌هایش تشویق کرده بود، خاطرة بازسازی خانة عمه‌اش به‌دست یکی از دوستان معمار پدرش بود.

متن کامل زندگینامه زاها حدید را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:6  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگی نامه نورمن فاستر - Norman Foster

Sir Norman Foster, Architect

1935 نورمن فاستر، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد.
1953 پس از اتمام دوره متوسطه، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد. سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد. در نهايت، به دليل علاقه به هواپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد.
1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد.
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت. با اين حال، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد.
1959 در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد.
1961 او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد. در همطن زمان، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد. علاوه بر اين، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان، به فلاوشيپ هنری نايل شد. پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت. وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد.
1962 فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد. سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد.
1963 پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد. ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز، همسر ريچارد راجرز، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود. مدتی بعد، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد. البته از همان آغاز، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت.
1964 در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است.
1966 در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد.
1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند. اين ساختمان، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد. سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند. در اين دفتر در مجاورت باغ سلاخخت قرار داشت.
1968 در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت، با ريچارد با کمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت. آشنايی، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت.
1971 در اين دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و م*** که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد.
1974 فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد. شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد.
1975 در اين سال، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند.
1978 ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد. پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد.
1979 در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند. با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد.
1980 فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد، علاوه بر اين، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد. در بيست و چهارم ژوئن نيز، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد.
1981 در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد. در همين زمان، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت.
1982 در اين سال، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد. همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد.
1983 در اين سال، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود. اين مدال، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود. در مراسم اهدا این جايزه، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد. فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد. پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد. اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد.

1984 در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد، طرح فاستر برنده شد. در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد.

1986 دانشگاه بت، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود. علاوه بر اين، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ). وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا. شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد. اين پروژه، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسسلامه و اداری پوشيده شده است. اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود. در سال بعد، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس، کورفو و ليسبون ( 1993 ). هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است.
1988 ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد. یکی از اين پروژه ها، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است. نمونه های ديگر اين پروژه ها، مترو شهر بيلبائو، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است.

1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود.

1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان، ساختمان شرکت بيمه ويليس، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود. در همين سال، فاستر عنوان " سر " گرفت. در اين زمان، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزدينیققودخانه تيمز نقل مکان کرد. در اين دفتر جديد، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح، بايگانی پرونده ها، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس، همگی زير سقف گرد آمده اند.

1991 دانشگاه معماری فرانسه، به وی مدال افتخار اعطا کرد. در همين سال، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت. در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت. در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد.

1992 دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود. دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس، بوردوکس، رنس و آرسن سنان، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود. در همين سال، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ، پارک مشاغل برلين، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس.

1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت، دفتر هايی در شهر های برلين، فرانکفورت، هنگ کنگ، نايمز و توکيو دایر کند. شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد. از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد.

پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد. اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد، با مدتی تاخير انجام شد. ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت. طراحی اين مدرسه، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد. انجمن معماران آمريکايی نيز، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 19:21  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگی نامه استاد پیرنیا

زندگی نامه استاد پیرنیا(1301تا 1376) از زبان خود استاد:

pirnia.jpg

من در اصل نائینی هستم و از بدو تولد تا بعد از دوره دبیرستان در یزد اقامت داشتم .خانه ما در محله یوزداران یزد در محلی به نام جنگل بود .اگر کوچه یوزداران را به طرف دروازه مهریز ادامه میدادیم ،در نزدیکی  باروی شهر چهار خانه قرار داشت که متعلق به پدرم بود.خانه به «میرزا صادق خان» معروف بود.در ابتدا خانه کوچک بود و طراحی  «اندرونی – بیرونی» داشت ،آب صدر آباد از داخل آن می گذشت که متاسفانه بعد ها خشک و خانه را از سبزی و خرمی انداخت.در وسط حیاط گودال باغچه ای قرار داشت .خانه بعدها گسترش یافت و پدرم زمین کنار آن را خرید و یک نارنجستان و یک بیرونی به آن اضافه کرد.خانه مانند دیگر خانه ها با طرح یزدی ساخته شده بود.از کریاس که وارد می شدیم راهرویی به بیرونی و راهرویی دیگر به اندرونی راه داشت.در کنار اندرونی گودال باغچه ای با فضاهای مختلف مانند پنج دری و سه دری دراطراف آن قرار داشت.بین دو حیاط ،پنج دری ها و سه دری ها دو رو بودند یعنی اتاقها به هر دو حیاط دید و راه داشتند .حیاط اندرونی ،آشپزخانه و دو صفه دیگر داشت .در حیاط جدید تر که پدرم بعدها آن را ساخت انواع سه دری و پنج دری قرار داشت .خانه دارای یک «خروجی» بود .در اطراف خروجی ،یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار داشت .یک بیرونی هم بعدها در کنار حیاط جدید ساخته شد.کوچ های در کنار این حیاط به باروی شهر می رسید.چاه و منبع و طویله در این قسمت قرار داشتند.فکر می کنم خانه در حال حاضر سه صاحب دارد .

برای مشاهده متن کامل زندگینامه استاد پیر نیا روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 13:6  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

سخنانی از زبان معماران

پیتر آیزنمن : حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.

                                         

لوکوربوزیه : من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­گفتن باقی می­گذارد.

                          

پاول جاناک : رفتار معماران مدرن بر محور مصالح است و می خواهند کار خود را بر اساس ساختار و مصالح قرار دهند برای اینکه نمایش ساختار و مصالح تشکیل دهنده یک یک اصول خلاصه شده است.

 

بهرام شیردل : معماران هم مثل اهل حرفه های دیگر در یک مقطع زمانی پی می برند که شرایط جهان دارد تغییر می کند و کار حرفه ای آنها وقتی ارزش دارد که در این شرایط جدید بتواند نقشی ایفا کند.

 

ژان نوول : معمارانی که حرف بیشتری برای گفتن دارند معمارانی هستند که واقعا میسازند.

                                             

پاتریک ناتگنز : معماری علاوه بر زیبایی با کارایی نیز سر و کار دارد یعنی علاوه بر بیان شخصی با تامین نیاز دیگران نیز درگیر است.

 

بن فارمر : معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.

 

هنری لنارد/سوزان کروهست لنارد : فضاهای شهری نیازمند بیان هنری اند.خاطره های ما با مکانهای با هویتی که در آن تجربه های ارزشمند رخ میدهد گره خورده است.فضای شهری در واقع قلب شهر و منشاء زندکی روزمره است.

 

جرج آنزورنا : معمار واقعی معماریست برای همه و از جمله فقرا .

 

باری.بی.گرین بی : از نظر تاریخی معماری عینی ترین و ماندگارترین نتیجهء آرزوی انسان برای یافتن معنا در این دنیای خاکی بوده است.

 

جی اپیلتون : رابطه یک بنا با محیط پیرامونش معیار مهمیست که با توجه به آن میتوان شایستگی هنری بنا را ارزیابی کرد.

 

دیتریچ کاربرچت : وقتی میگوییم شهری زیباست منظور آن زیبایی است که ما از خیابانها و میدانها _یعنی از فضای عمومی_درک میکنیم .بنابراین برای «زیبا» کردن یک شهر باید به اینگونه فضاهای عمومی پرداخت.

 

چارلز جنکز : معماری ارگانیک این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار می شود .شود.

                                      

فرانک لوید رایت : معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

 

لویی کان : پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.

 

فرانک گری : هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.

 

تادائو آندو : خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 17:1  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگینامه سید هادی میرمیران

مهندس سید هادی میرمیران معمار برجستهء ایرانی که طی چهار دهه فعالیت حرفه ای خود موفق به خلق آثار برجسته و قابل اعتنایی گردید. از میان آثار وی می توان به ساختمان کانون وکلای دادگستری مرکز، ساختمان کنسولگری ایران در فرانکفورت، ساختمان مرکزی بانک توسعه صادرات ایران، ساختمان مجموعه ورزشی رفسنجان، طرح ساختمان کتابخانه ملی ایران (اجرا نشده) ، طرح ساختمان فرهنگستان های جمهوری اسلامی ایران (اجرا نشده) و طرح ساختمان موزه ملی آب (اجرا نشده) اشاره کرد.

ویژگی میرمیران در حفظ پیوستار و روح معماری کهن ایران با روش های نوین طراحی است.

زندگی

سید هادی میرمیران در ۲۳ اسفند ۱۳۲۳ در شهر قزوین به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته مهندسی معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به انجام رساند و با ارزشیابی عالی فارغ التحصیل شد. از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۷ در دفتر فنی شرکت ملی فولاد ایران مشغول به کار گردید. پس از انقلاب از سال ۱۳۵۸ با عنوان مدیر طراحی در شرکت خانه سازی ایران (اصفهان) به طراحی پروژه های شهرسازی پرداخت. در سال ۱۳۶۴ به همراه گروهی از همکارانش شرکت مهندسان مشاور نقش جهان-پارس را تاسیس نمود و تا واپسین روزهای حیات در این شرکت مشغول به کار بود.

وی در شامگاه ۲۹ فروردین ۱۳۸۵ پس از یک دوره ده ساله نبرد با بیماری سرطان، درگذشت.

پیشینهء آموزشی

استاد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵

استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه علم و صنعت ایران، ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۵

استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شیراز و همدان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵

افتخارات

معمار برگزیده سال ۱۳۷۹ در اولین دوره اعطای نشان معماری ایران (استاد پیرنیا)

دریافت لوح تقدیر جامعه مهندسان مشاور ایران برای شناسایی و معرفی معماری ایران در سال ۱۳۸۵

برنده جایزه بزرگ معمار - سال ۱۳۸۰

کسب جایزه مهراز - سال ۱۳۸۱

انتخاب شده به عنوان پیشکسوت معماری توسط سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور - سال ۱۳۸۱

دریافت لقب شهروند افتخاری اصفهان - سال ۱۳۸۳

دریافت لوح تقدیر و تندیس از جامعه مهندسان مشاور ایران - سال ۱۳۸۳

دریافت نشان دولتی درجه یک فرهنگ و هنر - سال ۱۳۸۳


برگرفته شده از سایت : http://mirmiran-arch.org

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 22:54  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگینامه لوکوربوزیه

لوکوربوزیه ( 27 آگوست 1965 - 6 اکتبر 1887) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت- گریس(Charles Eduard Jeanneret-Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد . او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .
لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت . اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت ( این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود) . این خانه ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه ، یعنی رشته کوه های آلپ بودند . لوکوربوزیه دائما ً برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش ، به دورتا دور اروپا سفر می کرد . در حدود سال 1907 به پاریس رفت . در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده ، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد . بین اکتبر 1910 و مارس 1911 برای پیتر بیرنس - معمار و طراح معروف آن زمان - در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد . در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند .هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند .
لوکوربوزیه ، در اواخر سال 1911 به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد . دفترچه ای از اسکیس های او در این مسافرت ، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون ، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال 1923 بود . او در سال 1916 و در سن 29 سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال 1920 ، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد . لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید . او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد . او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را ، انباشتگی انسان ها بیان کرد ! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده ، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا ، گویی در کنار بقیه پارک شده اند . تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا ً توسط صنف ساختمان سازان کاملا ً مورد قبول قرار می گرفت ، چنان که لوکوربوزیه می گفت : به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند . و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند . لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر ، یاد می کرد . پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود . آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:32  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

زندگینامه فرانک لوید رایت

 
فرانک لوید رایت فرزند یک کشیش ولزی تبار بود که در هشتم جوئن 1869در مرکز ریچارندد (ویسکونسین) متولد شد.
 
در سال 1885اختلافات خانوادگی سبب شد تا ویلیام پدر فرانک برای همیشه از آنجا برود و هرگز باز نگردد.
 
پس از تحصیل مهندسی راه و ساختمان در دانشگاه wisconsinبه شیکاگو مهاجرت کرد سپس موفق به استخدام در دفتر مشهور(سولیوان و ادلر) شد با تماسهایی که استادش داشت او را با گرایشهای مکتب شیکاگو آگاه ساخت.
در سال 1889 تاسیس دفتر شخصی در کنار دفتر استاد عزیزش که پس از این کار با خانمی به نام(کاترین توبین) ازدواج کرد و به کمک یک وام شروع به ساختن خانه شخصی خود کرد.
در سال 1891وی شروع به اجرای طرحهایی به صورت مخفی کرد که در سال 1893 استادش متوجه پنهان کاری وی شد و او را اخراج کرد و این شروع فعالیت های مستقل رایت بود.
 
در سال 1959 در نهم آوریل رایت در فونیکس آریزونا از دنیا رفت و جسد او در ویسکونسین به خواب ابدی فرو رفت.
 
تعریف رایت از معماری
 
معماری زمانی آغاز میشود که شما دو آجر را با دقت پیش هم میگذارید
معماری محدود کردن فضاست.
معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

توصیف فرانک لوید رایت

بی تردید فرانک لوید رایت از میان تمام معمارانی که کارشان را قرن نوزدهم آغاز شد دور اندیش تر بود وی نابغه ای بود که چشمه فیاض قریحه اش هرگز به خشکی نگرایید واستعدادش به وصف نمی آید کار وی از اعصار مختلف به خصوص از معماری دیرین خاور دور متاثر بود اما نه به شیوه دیگر معماران قرن نوزدهم که تقلید را بهانه عدم ابتکار کرده بودند بلکه مانند ماتیس نقاش فرانسوی که از هنر و زندگی ایرانی الهام گرفت و این الهام با درک و تاثیر عمیق بود .با اینهمه کار رایت بیشتر از کار هر معمار امریکایی دیگر روحیه سرزمین خود را داشت .فهمیدن کارهای رایت محتاج مطالعه دقیق وعمیق است ودرک شخصیت قوی وی که در هر نکته ای از کارهایش تجلی داشت به آسانی ممکن نیست اثارت قرن نوزدهم هنوز در رایت باقی بود اما وی به تنهایی بی آنکه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وی اورا یاری کنند تصوری نو در معماری آفرید.

به سال 1887 هنگامی که رایت در شیکاگو آغاز به کار کرد این شهر سرچشمه معماری جدید بود وی در کارگاه دونفر از معماران و مهندسان آن زمان "لوئی سالیوان "و " دنکلمار ادلر" که اولی را استاد محبوب و دومی را کهن سرور بزرگ می نامید در زمانی که این دو در کمال قدرت خلاقه ساختمان (ادیتوریم ) را می ساختند شاگردی می کرد .به این تریسب مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوان وی تاثیر گذاشت با این همه رایت مستقیما دنبال کارهای این مکتب را نگرفت استفاده از امکاات ساختمانی جدید و مصالح تازه به عرصه معماری رایت –خانه یازی – سالها بعد وارد شد . از این رو می توان گفت که وی محافظه کار بود و و بیشتر ئنباله روی راهی بود که ریچاردسن رفتهبود تا سالیوان تازه در دهمه سوم قرن بیستم که بتن مسلح به طور کامل در اروپا رواج یافته بود وی – چنانچه که خودگفته است –برای نخستین بار این ماده را در یکی از خانه هایی کهساخت به کار برد دلیل این مطلب عدم کفایت رایت نبود بلکه تمایل و اراده شخصی وی بود .

خانواده لوید رایت (1889)

فرانک ایستاده در کنار در ورودی (متولد 1867)- پایین سمت راست پدر - در میان درگاه مادر بزرگ - در وسط عکس مادر فرانک لوید رایت .


آن دسته از معماران اروپایی که رهبری نهضت نو را در آن قاره به عهده داشتند به سرعت معنای کارهای رایت را یافتند به سال 1908 " کونو فرانکه " استادی آلمانی که جز برنامه مبادلات فرهنگی دو کشور آلمان و آمریکا در دانشگاه هاروارد زیبایی شناسی تدریس میکرد رایت را ملاقات کرد و نتیجه این دیدار کتاب قطوری در باره رایت به زبان آلمانی شد . که به سال 1910 در آلمان منتشر شد کتاب کوچکتر دیگری از همین نویسنده به سال چاپ شد که 1 تعداد فراوانی از این کتاب به فروش رسید و این دو کتاب مقدمه آشنایی اروپائیان با کار رایت شد بی مناسبت نیسا که یاد آور شویم که کتاب نخستین به دلیل جامع بودن خود تاکنون بی نظیر مانده است .

 


دلیل انکه رایت بیشتر از معماران هم دوره خود بود چیست ؟ چرا ساختمانهای وی حتی آنهایی که در دم واپسین ساخت بر معماری تاثیر فوق العاده دارند پاسخ این دو سوال چندان مشکل نیست در ستیز با کهنه پرستی مشکل رایت در مقایسه با مشکلات دگر معمارن اروپایی کمتر بود وی در ناحیه غرب مرکزی آمریکا زاده شد و وی در سایه حمایت شهری چون شیکاگو که مرکز رفیع ترین کارهای آن زمان بود.

از آعاز توجه رایت معطوف مسئله ای شد که سراسر عمر مورد توجه وی بود ساختن خانه بعنوان ماوایی برای زندگی .سنت عمومی امریکاییان در این مورد متالهایی که " سالون " بوجود آورده بود و روح هنرمندانه ای ریچاردسن به خانه سازی داده بود در اختیار رایت قرار گرفت اما راز کار وی در این است که در سنت خانه سازی امریکاییان عواملی را که برای اساس معماری آینده اهمیت داشت باز شناخت و نسبت به این عوامل اساسی بی تفاوت نماند بلکه به قدرت نبوغ خویش بر انها عوامل تازه تر افزود و انچه را که به وی رسیده بود وی پیشتر برد .  

اولگنا لوید رایت (همسر فرانک لوید رایت)


هر چهل سال یکبار یا چیزی در این حدود معماران مدرن خود را با مفاهیم وسبک های زیست محیطی در گیر میکنند رایت تلاش فراوانی در این زمینه کرد تا جایی که دریک سخنرانی پنجاه و دو تعریف از معماری ارگانیک ارائه نمود آن را با تعابیری نظیر پلان آزاد – فضای ازاد – آزادی از قید و بندها – و در لحظات احساسی خود عشق ازاد معرفی میکرد معماری ارگانیک خردگرا در قرن نوزدهم در میان مهندسان ومعماران آرت نو مبلغان و طرفدارانی داشت در قرن بیستم توسط معمارانی نظیر هوگو- هرینگ آلمانی در لبه مدرنیسم جای گرفت ولی هرگز تنوانست در سنت مدرن نفوذ کند به طوری که حتی انسان گرایانی چون آلوار آلتو سیستم ابراز گرایانه خود را تنها به عنوان عنصر کوچکی در زیبایی کلی کارهایشان حفظ نمود . قوس ها فرم ها و موج های طبیعی به زیر سیگاری ها دستگیرههای در و در بعضی از مواقع فرم های اکوستیکی که از لحاظ منطقی و اقتصادی قابل توجیه باشند محدود بود به طور کلی ذهنیت غالب یک ذهنیت جبرگرایانه بود .

منبع الهام لوید رایت

كار «فرانك لويدرايت» وي از اعصار مختلف به خصوص از معماري ديرين خاور دور متاثر بود. اما نه به شيوه ي ديگر معماران قرن نوزدهم كه تقليد را بهانه ي عدم ابتكار كرده بودند بلكه مانند «ماتيس» نقاش فرانسوي كه از هنر زنگي الهام گرفت و اين الهام با درك و تاثري عميق همراه بود. با اين همه كار «رايت» بيشتر از كار هر معمار آمريكائي ديگر روحيه ي سرزمين خود را داشت... اثرات قرن نوزدهم هنوز در «رايت» باقي بود اما وي به تنهايي بدون آن كه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وي او را ياري كرده باشند تصوري نو در معماري آفريد...

کتابی در باره ی فرانک لوید رایت

A Living Architecture: Frank Lloyd Wright and Taliesin Architects

 

چند شاهکار فرانک لوید رایت

مرکز مردمی شهرستان مارین

این بنا در شهرستان مارین در شمال کالیفرنیا قرار دارد.

فیلم گاتاکا در اینجا فیلمبرداری شد.

فالینگ‌واتر یا خانه آبشار


در سال ۱۹۳۵ در پنسیلوانیای آمریکا طراحی کرده‌است و جز یکی از برترین‌ آثار معماری قرن بیستم به شمار می‌رود.

این خانه در نزدیکی شهر پیتسبورگ و در سبکی از معماری به نام سبک بین‌المللی ساخته شده آست.

 

موزه گوگنهایم نیویورک

موزه سلیمان رابرت گوگنهایم نیویورک از موزه های مشهور شهر نیویورک است. موزه در منهتن در کرانه شمال شرقی مرکز شهر قرار دارد.

این موزه که در ۱۹۳۷ میلادی افتتاح گردید توسط معمار بزرگ امریکایی فرانک لوید رایت طراحی گردید.

جلال آل احمد این موزه را اینگونه توصیف می کند:

«موزه راحتی بود و دلباز و خسته نکننده و بوی نانگرفته. و خلا مدام دم دست و همه چیز به جای خود. و مارپیچ و دایره ای در بالا پهن و در پایین باریک شونده، عین دوکی، از راس پهن تر بر زمین و مضافاتش همه با هم جور. مثلاً آسانسورش بجای مربع یا مستطیل، نیمدایره بود و قوس مانند. و جمعا خوب بود.»
 
 
 
در پست های بعدی منتظر معرفی کامل کارهای او و عکسهای آن باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:5  توسط حمید رضا دلفانیان  | 

فرانک گری

فرانک گری معمار مشهور کانادایی/آمریکایی معاصر است.

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود.

او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به تحصیل در رشته معماری پرداخت.

در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.

او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.

در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکوربوزیه مشاهده کرد این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد. به طور کلی در کارهای گری نوعی تندیس گرائی را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او معتقد است:

من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشد در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.

گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است.

در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.

این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود.

مجموعه ای از کارهای فرانک گری :

Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (1974)

Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, 1978*2002)

Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (1980)

Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (1984)

Chiat/Day Building, Venice, California, USA (1985*1991)

Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (1989)

Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (1990)

Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (1987*1992)

Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (1993)

American Center, Paris, France (1994)

The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (1995)

Guggenheim Museum Bilbao, Bilbao, Spain (1997)

Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (1999)

Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (1999)

DG Bank building, Pariser Platz 3, Berlin, Germany (2000)

Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (2000)

Gehry Tower, Hanover, Germany (2001)

Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (2001)

Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (2002)

Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (2003)

Maggie's centre, Dundee, Scotland (2003)

Walt Disney Concert Hall, Los Angeles, California, USA (2003)

Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (2004)

Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (2004)

MARTa, Herford, Germany (2005)

IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (2005)

جوایزی که او تا کنون دریافت کرده است از این قرارند:

Arnold W. Brunner Memorial Prize in Architecture, American Academy of Arts and Letters (1977)

Pritzker Architecture Prize (1989)

Wolf Prize in Art (Architecture), Wolf Foundation (1992)

Praemium Imperiale Award for Architecture, Japan Art Association (1992)

Dorothy and Lillian Gish Award (1994)

National Medal of Arts (1998)

Friedrich Kiesler Prize (1998)

Gold Medal, American Institute of Architects (AIA) (1999)

Gold Medal, Royal Institute of British Architects (RIBA) (2000)

Gold Medal for Architecture, American Academy of Arts and Letters (2002)

Companion of the Order of Canada (2002)

همچنین او دارای ۱۲ دکترای افتخاری از دانشگاههای مختلف می‌باشد که بدین شرحند:

Of Visual Arts; California Institute of the Arts (1987)

Of Fine Arts; Rhode Island School of Design (1987)

Of Engineering; Technical University of Nova Scotia (1989)

Of Fine Arts; Otis Arts Institute (1989)

Of Humanities; Occidental College (1993)

Whittier College (1995)

Of Architecture; Southern California Insitute of Architecture (1997)

Of Laws; University of Toronto (1998)

University of Edinburgh (2000)

University of Southern California (2000)

Yale University (2000)

Harvard University (2000)

گری در کنار کار حرفه‌ای تا سال ۱۹۹۸ در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد:

1979- The William Bishop Chair, Yale University

1982- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1984- Eliot Noyes Chair, Harvard University

1985- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1987- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1988- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1989- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1996- Visiting Scholar, Federal Institute of Technology; Zurich, Switzerland

1998- Visiting Professor, University of California at Los Angeles

پس از اینکه جایزه پریتزکر به فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:

ریسک می‌‌کند، روی بند راه می‌‌رود و مرز محدودیت هارا می‌‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌‌گیرد. او می‌‌رود به قلب هنر زمان با برداشت ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است.

روند طراحی و اجرا

آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.

نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و 3DsMAX برای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد. بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد.

میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت‌دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.

برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.

در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.

سازه فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل می‌شدند تهیه شد.

بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.

در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».

موزه Experience Music Project با 21000 ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌های رایانه‌ای ۲D و ۳D انجام گرفته است.

Doug Winn مدیر پروژه می‌‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

شکل‌ها و مصالح

مصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده می‌شود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابل‌ها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است. فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را می‌توان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجره‌های بی قاعده و مرکزگریز از نشانه‌های کارهای او می‌توان بر شمرد.

نظرات دیگران درباره او

مارتین پاولی در کتاب تئوری و طراحی در دومین عصر ماشین، در انتقاد از کارهای گری ساختمان اداری ویترای را چنین توصیف می‌کند: «دیوانگی معمارانه، ناقص الخلقه، لاک پشت فلزی، بسیار مبتذل با مصالح ارزان‌قیمت، ساختمان حقیر و بی بهایی که بسیار گران تمام شده است. همچنین اشکال موجدار و منحنی که در شکل بیرونی تالار کنسرت لوس آنجلس گری منعکس شده، موجب شده منتقدان آن را « ساختارشکنی آشغال» یا «معماری زمین‌لرزه‌ای» و «معماری شکسته پکسته» لقب دهند.

منتقدان قایل به سرهم بندی و کلاژ در کارهای گری هستند. به نظر گری اشیا به ظاهر بی ارزش در کنار همجواری با یکدیگر ارزش پیدا می‌کنند و همین معرف زیباشناسی مدرن است. به طور کلی آثار گری نظرات مخالف و موافق بسیاری را برانگیخته ولی در نگاهی کلی می‌توان او را در انجام اهداف زیباشناسانه مدرن خود و همچنین ساخت ساختمانهای تندیس‌وار مدرن بسیار موفق دانست به طوری که مشاهده می‌شود شهر کوچک بیلبائو با اجرای موزه خود اکنون به شهری معروف و گردشگری بدل گشته است.

 

یکی از پروژه های بزرگ او

Inauguration

Frank O. Gehry & Partners

Walt Disney Concert Hall

Los Angeles, California

در پست ها آینده به معرفی و دیدن عکسهای کارهای او نیز خواهیم پرداخت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 0:8  توسط حمید رضا دلفانیان  |